دوست دارم تو آغوش گرم تو بمیرم نازنینم
عزیزم همیشه بین خوف و رجا بودم کنار تو تا بهت نزدیک میشم ازم دور میشی من جز آرامش تو هیچی نمی خوام می خوام کنارم باشی تا هر دو آروم باشیم و شک نکن تو رو واسه خودم دوست دارم و واسه خودت مهربونیات و وفاداریت دوست داشتم و دارم کنارم باشی مال من باشی من هم مال تو باشم ولی تا بهت نزدیک میشم تو یه کوچولو از من دور میشی که نکنه زیادی امیدوار بشم که همیشه کنارمی می تونم بفهمم چه نگرانی هایی داری ولی نمی دونم کدومشونه ... یه چیزی تو دلم میگه داری من رو امتحانم می کنی محک می زنی من رو ولی هیچ وقت فراموش نکن من با تو راحت بودم دوستت داشتم و دارم میخوام همیشه کنارم باشی می دونم داری امتحانم می کنی فدای مهربونیات بشم من صبر می کنم تا هر وقت که تو تصمیم بگیری ازت جز محبت چیزی نمی خوام میشم همونی که تو از من می خوای ازت توقعی ندارم دوستت دارم ... این حسم بود و این چند ساعت تو سرم داره مدام می چرخه صبر می کنم چون دوستت دارم من دو حالت پیش رومه یا تنها می مونم تو اتاقم با یاد تو یا می مونم تا ابد کنار تو اگه باشی کنارم تا جایی که بتونم کمکت می کنم تا بریم بالا ..بالای قله های زندگی من می برمت اوج قله ی خوشبختی اما هنوزم در امید و نا امیدی دست و پا می زنم دوستت دارم عزیزم من چراغ دلم رو با دستان تو برای همیشه خاموش کردم درش برای همیشه بسته است دور دلم سیم خارداری کشیدم که جایی نره حتی اگه تو از پیشم بری این دل جایی نداره بره یعنی حق نداره بره نمی ذارم بره دوست دارم کنار تو بمانم هر جوری که تو دوست داری این دل من و روی ماه تو هر کاری دوست داری باهاش بکن من صبر می کنم تا بیای تو به دنبالم در گوشه اتاقم ساکت و آرام می نشینم دوستت دارم تنها جمله ای است که احساسم رو بهت صادقانه میگه ... آرزوم اینه که یه روز از این روزا عین خورشید گرم تابستون برای با تو بودن طلوع کنم و بر صفحه آرزوهای قشنگمون بتابم دستامون رو بزنیم بالا و با مداد رنگیای هفت رنگمون بوم نقاشی آیندمون رو در آغوش هم نقاشی کنیم تو رنگین کمان خوشبختی غرق بشیم تو سرود موسیقی عشق ورزی برقصیم برای هم بال پرواز بشیم و در نسیم دلنواز مهربانی اوج بگیریم روی لبای شیرینمون ، شهد شیرین بوسه های عاشقی رو بشونیم و در سکوت لحظه های با تو بودن دوستت دارم را زمزمه کنم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم عشقت در قلبم ، آتشفشان عاشقی به پا کرد مهربانم بیا عزیزم تا تو را محکم به آغوش بگیرم می خوام با حرارت بدن تو گرم بشم بسوزم و در آغوش تو داد بزنم عسلم دارم میسوزم در چشمان تو ناله بزنم دوستت دارم نفسمممممم عزیزم امشب تو بهترین هدیه را به دل من دادی من تا این لحظه عاشقت بودم از این به بعد خرااااااااااااااااابتم عسلم من که پیش چشم تو جان می دادم از این به بعد به عشق تو زنده میشم و نفس میشکم در چشمان زیبای تو مست شدم چه نگاه مهربانی داری گلم چشمهای ناز تو تیری بر قلب من زد که دیگه خارج نمی شود چشمان شهلای تو قاتل این عاشق بیچاره است می خوام در ناز نگاه تو جان بگیرم بیا تا عاشق هم باشیم ، تو با عشق من زندگی کن و من با عشق تو نفس میکشم بیا برای همیشه با هم بمانیم ، با خیال تو زندگی نمی کنم ، همیشه با عشق تو عاشقترینم! بیا با هم همصدا شویم و ترانه عشق را بخوانیم ، من برای تو می خوانم و تو برای عشقمان بخوان! بیا تا گلهای باغ زندگی را دسته دسته بچینیم و بهم هدیه دهیم! وقتی کسی رو دوست داری، حاضری جون فداش کنی حاضری دنیا رو بدی، فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی، به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی، حتی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته، حاضری دنیا بد بشه فقط اونی که عشقته، عاشقی رو بلد باشه همه حرف من این است تو را می خواهم با گل یاد تو عمری ست که من همراهم بی سبب نیست که هر لحظه دلم می گیرد غم عشق است و از این مساله خود آگاهم روزهایم همه با ناله و اندوه گذشت یک روز می بوسمت!!! تقدیم به عشق نازنینم پنهان کردن هم ندارد روزی که باران می بارد یک روز که چترمان دو نفره شده یک روز که همه جا حسابی خیس است یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ سکوتم ، فریاد تو هوایم ، هوای تو نگاهم ، نگاه تو دلتنگیم ، برای تو تنهاییم ، به یاد تو زندگیم ، به عشق تو ... دوست دارم تا سحر نگاهت کنم با چشمانی خواب آلود،تماشایت کنم در تاب موهایت بپیچم و هر ثانیه، صدایت کنم دوست دارم در میان ابروانت عشق نقاشی کنم تو شب خیس مژه هام یه شب بیا قدم بزن با رقص تلخ اشک من ساز دوست دارم بزن اتاق آرزوهامو خیلی مرتب چیدمش بیا و با یه چشمکت اتاقمو بهم بزن سخته برات تنهاییاتو کوک کنی با عشق من چشای نازتو ببند، برای من یکم بزن می خواستم از نگات بگم، دوباره لغزید قلمم قصه نویس رویاها بیا واسم قلم بزن بگو دوسم داری یا نه؟ یه جور بهم نشون بده بقیه زندگیمو با این جواب رقم بزن به جای ابرا واسه تو شب تا سپیده باریدم به خاطر هر کی میخوای تو لا اقل یه نم بزن وقتی میای صدای پات، از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور ، که از همه دنیا میاد ای که تویی همه کسم، بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم، به هر چی می خوام میرسم... بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونم تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم بی من از کوچه گذر کردی و رفتی بی من از شهر سفر کردی و رفتی قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم تو ندیدی هر شب منم و تو و تپش عشق و نگاه همبستر بوسه و لب و ناز و گناه تا صبح لب من ز لبت دور نشد ای روز نیا ، نرو تو ای شب ای ... آه تمام دنیا یک طرف تو یک طرف عزیزم تمام خوبا یک طرف تو یک طرف عزیزم آهسته و پیوسته مهرت به دل نشسته حالا جونم به جونت بسته عزیزم طلسم ناامیدی تو قلب من شکسته تا آخرین پروانه بوی آغوش تو را می جویم گفته بودم که برایت غزلی خواهم گفت تکیه دادم به تو وُ گرم در آغوش دلت خوابم برد می بوسمت نفس نفس ، سینه به سینه ، دم به دم از دل صبح تا قلب شب، می بوسمت قدم قدم تو سینه، تا دل می زنه، با هر تپش می بوسمت این اول راه منه، تا آخرش می بوسمت می بوسمت تا بارون ها، دریا به دریا، پل به پل می بوسمت هوا هوا، دره به دره ، گل به گل تو باد و بارون و تگرگ، می گیرم و می بوسمت عمرم اگه تموم بشه ، میمیرم و می بوسمت عزیزم بیا به بغلم که خیلی تشنمه لحظه لحظه عمر من به پای عشق تو سوختنه بیا که من خیلی سردمه گرمای تنتو می خوام بیا که سردمه دوستت دارم عسلم دوری از من اما چه نزدیک دلهایمان تو و من دوریم اما دستانت در دستان من است از فرسنگ های دور در آغوشت می کشم و بوسه بر لبانت می زنم دوریم اما دلهایمان نزدیک است با عشق چشمان فریبایت آشکار می سازد برایم صداقت ترا حس زیبایی است در من وقتی خنده های شیرین ات از دور به گوش می رسد شیطنتی که در آن نهفته است مرا به می کشاند شیطنتهای شبانه عشقم همه وجودم ای الهه نازنینم دوستت دارم فدات شم خرابتم عزیزم دوستت دارم آنقدر که ... دوست دارم آنقدر بهت نزدیک بشم که ذره ذره وجودم گرمی تنت رو حس کنه و از لب های زیبای تو بوسه ای بچینم که بعد از چیدن این بوسه آتش بگیره تمام هستی ام من تو رو بیش از آنچه تصورش بکنی دوست دارم فداااااای تو بشم عسلم دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به من هدیه کرد دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشق غرق کرد دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می خواهد نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی نمی خواهم حتی لحظه ای کوتاه به فکر دیگری باشی نمی خواهم صفای خنده ات دیگری ببیند نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو نشیند دوباره تو کنارمی هوای بوسه با منه تمامه آرزوی ما همین به هم رسیدنه دوباره تو سکوت من صدای خنده ساز شد ... همیشه دوستت دارم ای سرچشمه محبت ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است ای لبانم بوسه گاه بوسه ات خیره چشمانم به راه بوسه ات تا قلبم با تو به وسعت یک دریای بی انتهای پر از عشق و محبت برسد با امدنت به من نفسی دوباره دادی تا در ساحل قلبم، آرامش زندگی ام را مدیون امواج مهربان تو باشم با امدنت غروب به آسمان غمیگن دلم لبخند زد و خورشید امید و آرزو ها طلوع کرد با امدنت ساز زندگی ام چه عاشقانه می نوزاد شعر با تو بودن را ... دوستت خواهم داشت به همین واژه تبدار قسم دوستت خواهم داشت به همین قلب گرفتار قسم دوستت خواهم داشت به سلامتی اون پسری که وقتی تو خیابون نگاهش به یه دختر نازو خوشگل میفته بازم سرش رو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرش هم باشی انگشت کوچیکه عشق مهربون و وفادار من نیستی...!!!
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()

![]()


![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()

![]()

![]()

![]()
![]()


![]()

![]()

![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()

![]()


![]()

![]()

![]()

![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
بوسه عشق
نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت
19:53 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت
17:12 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت
6:14 توسط عاشق و معشوق |
بیا با هم یکی باشیم ، نه من بی تو باشم و نه تو تنها باشی !
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
22:54 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
22:42 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
22:24 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
22:19 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
22:10 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
22:6 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
22:2 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
21:50 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
21:35 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
21:19 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
21:11 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
21:5 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
17:5 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
17:4 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
17:1 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
16:54 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
16:43 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
16:34 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
16:25 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
16:20 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
14:34 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
14:28 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
14:17 توسط عاشق و معشوق |
با آمدنت به زندگی ام معنا دادی، تو یک مروارید پنهان در سینه ات را به من دادی
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
14:14 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
13:55 توسط عاشق و معشوق |
نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت
13:50 توسط عاشق و معشوق |




